 |
کيهان هولوگرام
کيهان هولوگرام
|
.jpg)
به واقع فيزيک کوانتوم جهان مجذوب کننده ايست، چون همه چيزش بر خلاف عقل سليم است. بيشتر شبيه سرزميني سحر آميز است تا جهان طبيعي ، مثل قلمرو آليس در سرزمين عجايب.
کشف بزرگ فيزيکدان هاي کوانتوم اين بود که، اگر ماده را به تکه هاي کوچک تقسيم کنيم به جايي ميرسيم که آن تکه ها (الکترون ، پروتون) ديگر داراي ويژگيهاي مادي نيستند، آنها در يافتند که الکترون تقريباً داراي هيچ بعدي نيست، يعني نمي توان آن را اندازه گرفت، الکترون که به آن پديدة زير اتمي هم مي گويند،قادر است هم به شکل موج باشد هم به شکل ذره. و نام ديگر آن «کوانتا» يا کوانتوم است که به اعتقاد فيزيکدانها مادة اولية ايجاد کل جهان است.
اما نکتة مهم اين نظريه اينست که کوانتا ها تنها زماني به صورت ذره در مي آيند که ما به آنها مي نگريم و در غير اينصورت به شکل موج هستند. فرض کنيد يک توپ بولينگ را به سوي هدف قل مي دهيد ، اگر زماني که توپ را پرتاب مي کنيد چشمک بزنيد براي يک يا دو ثانيه شما توپ را نمي بينيد بلکه توده هاي موج گونة پراکنده اي را ميبينيد، همراه با حرکات پر پيچ وخم.
اين نظريه را فيزيکداني به نام«نيلس بور» ارائه کرد و به اين نتيجه رسيد که وقتي کوانتوم ها تنها مقابل چشمان مشاهده گر به ذره تبديل مي شوند، پس هرگونه تعريفي از مختصات و ويژگيهاي آن ذره بي معناست.
ين کشف بسيار مهم حاوي اين مطلب است که به قولي انگار جهان پشت سر ما در
حکم يک سوپ کوانتوم گنگ ومبهم و در حال جريان است وهرگاه سر بر مي گردانيم وبدان مي نگريم سر جايش ميخکوب مي شود وبه واقعيت عادي بر مي گردد. يعني همانند «شاه ميداس»، پادشاه افسانه اي، که به هرچه دست مي زد تبديل به طلا مي شد، و هميشه از درک لمس ابريشم، لطافت يک گل و يا نوازش دست انسان محروم بود، ما نيز هرگز قادر به تجربة بافت حقيقي واقعيت کوانتومي نخواهيم بود، چون به هرچه نگاه مي کنيم، تبديل به ماده مي شود.
ناگفته نماند که اين تعبير بر اساس يک سري شواهد، به دست آمده که همه بدان معتقد نيستند، از جمله «بوهم» و«اينشتين».
«اينشتين» به نتيجه گيري «بور» مبني بر اينکه مختصات يک ذره وجود ندارد، معترض بود، زيرا اين به معناي همبستگي و ارتباطي ميان ذرات کوانتومي بود، که نياز به سرعتي بيش از سرعت نور داشت، و از آنجا که طبق نظريه نسبيت «اينشتين» اگر چيزي سريعتر از نور يا حتي همزمان با آن حرکت کند، از بعد زمان خارج مي شود، «اينيشتين » و همکارانش نتيجه گرفتند که «بور» در اشتباه است. اما «بور» بر اين باور بود که نوعي ارتباط سريعتر از نور در حال وقوع است.
«بوهم» کتابي با نام«نظرية کوانتوم» نوشت .او در حاليکه به اين ارتباط و همبستگي کوانتومي اعتقاد داشت، از طرفي نظرية کوانتوم را راهي واقعي براي پي بردن به ساختار اولية جهان نمي دانست .اما «بور» و پيروانش مدعي بودند که اين نظريه کامل است و فهم روشن تري از جهان امکان ندارد.
در اين اوضاع و احوال «بوهم» کوشيد تا به تعبير کاملتري دست پيدا کند و اينطور فرض کرد که واقعيت عميق تري در کار است. او يک ميدان جديد پيشنهاد کرد که شبيه پديدة جاذبة زمين در بر گيرندة همة فضاهاست و با قدرت همه جا حضور دارد. او اين ميدان را "پتانسيل کوانتومي" خواند و فرض را بر اين گذاشت که ذراتي چون الکترون در غياب مشاهده گر واقعاً وجود دارند. او همچنين توضيح داد که اين ميدان کوانتومي باعث انسجام الکترونهاي در حال حرکت و هماهنگي آنها تحت نظمي عميق مي شود ، همانند سازماندهي اعضاي بدن يک موجود زنده .
انديشيدن در اين باب باعث شد ، «بوهم» بيشتر متقاعد شود که نه تنها عملکرد جهان بر اساس اصل هولوگرافيک است، بلکه خود جهان، نوعي هولوگرام غول آساي جاري است. او بر اين باور است که هرچه در عالم است يکپارچه و در نظمي پنهان جاريست، و جهان را چيزي متشکل از اجزا دانستن، همانقدر بي معناست که جوشش يک چشمه را چيزي جدا ازآبي که در آنست بدانيم.
«بوهم» معتقد است، تقسيم کردن عالم به چيزهاي زنده وغير زنده نيز بي معناست، چون مادة جاندار و بي جان جدا ناپذيرند و زندگي تمام عالم را فرا گرفته است. حتي يک تکه سنگ هم به نحوي خاص زنده است. زيرا زندگي و هوش وذکاوت، نه تنها در تمامي ماده که در انرژي، فضا، زمان و در هر چيز ديگري وجود دارد. در اصل، تمام گذشته و پيامدهاي تمام آينده، در هر قلمروي کوچک زمان وفضا پنهان شده است. هرسلول بدنمان وقايع تمام عالم کيهاني را در خود نگه داشته است.
مي توان "جهان را در ذره شن ديدن ، و بهشت را در يک گل خودرو ، بي نهايت را در کف دست خود نگه داشتن ، وابديت در يک ساعت."
ارسال شده توسط : محقق سایت ایران هولوگرام - ١ خرداد , ١٣٩٠
|
| |
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|
|
 |