بسته بندي و خدمات آن به جوامع بشري
بسته بندي و خدمات آن به جوامع بشري
|
با شهرنشين شدن بشر، فاصله ميان نقاط توليد با مراکز مصرف افزايش يافته است و اين بسته بندي که محصولات غذايي را سالم و قابل مصرف نگه داشتند و آن را در اختيار آحاد بشر قرار مي دهد. بدون بسته بندي هيچ خبري از محصولات پودري، ژله اي و يا مايع نبود. شايد 50 سال پيش، پرتقال تنها در بهار و هندوانه تنها در تابستان يافت مي شد اما به لطف بسته بندي ما تمامي محصولات باغي را در تمامي فصول در اختيار داريم. علاوه بر آن مجبور به صرف وقت زياد براي خريد روزانه اين محصولات نيستيم و با هفته اي يکبار خريد، نيازهاي منزل را مرتفع مي سازيم. با افزايش جمعيت کشورها، نياز به مواد غذايي نيز افزايش يافته است که بدون کمک گرفتن از بسته بندي، ميزان ضايعات اين محصولات غيرقابل تصور است. در حالي که فعالان محيط زيست دم از مضر بودن بسته بندي هاي مصرف شده براي محيط زيست مي زنند. قدرت تخريب محيط زيست از ضايعات غذايي، حداقل 10 برابر بيشتر از مواد بسته بندي است و تازه در اين ميان، از اثر گاز متان که انتشار آن ناشي از فساد مواد غذايي است، نمي توان به سادگي گذشت. تنها 10 درصد از انرژي مورد استفاده براي توليد محصولات غذايي به بسته بندي آنها اختصاص دارد. حال آن را مقايسه کنيد: 50 درصد انرژي براي توليد غذا، 10 درصد براي حمل و نقل و 30 درصد براي خريداران محصولات و وقت و انرژي که آنها صرف رفتن از منزل به فروشگاه ها و پخت غذا مي کنند. در بريتانيا سالانه در حدود 100 ميليارد انواع محصولات توليد مي شود که براي محافظت و عرضه بهينه آنها، تنها 7/4 ميليون تن بسته بندي احتياج است. در بسياري از مواقع بسته بندي نقشي بسيار فراتر از آنچه ما مي بينيم بر عهده دارد که از آن جمله مي توان به تسهيل در استفاده از محصول و استفاده تا آخرين قطره از محصول، اشاره کرد. جالب اينجاست که در بسياري از موارد، استفاده از بسته بندي به موجب قوانين مختلف ضروري مي شود. به عنوان مثال، بسته بندي هاي خاص براي محصولاتي که نبايد توسط کودکان مصرف شوند، داراي نوار پلمپ است و يا به شکلي با فشار زياد باز مي شود که از عهده يک کودک خارج است. بسته بندي هاي ديگري نيز براي اطلاع رساني و يا هشدار در مورد جنبه هاي مختلف يک محصول ابداع شده اند. يک خيار را در نظر بگيريد. خيار پس از 3 روز در شرايط عادي رطوبت خود را از دست داده و غير قابل مصرف و به اصطلاح پلاسيده مي شود. ولي با 5/1 گرم بسته بندي مي توان آن را تا 14 روز تازه و قابل مصرف نگه داشت. با استفاده از بسته بندي، ضايعات انگور تا 20 درصد کاهش يافته است. هم اکنون تنها 1 درصد از سيب زميني تا عرضه به مصرف کننده تبديل به ضايعات مي گردد. آيا مي توان محصولي را يافت که به بسته بندي احتياج نداشته باشد؟ بدنيست بدانيد که بسته بندي تنها 3 درصد از زباله هاي دفن شده را تشکيل مي دهد و هر منزل مسکوني هرهفته 23 کيلوگرم انواع زباله توليد مي کند که از اين ميزان تنها 4 کيلوگرم مربوط به بسته بندي است. از اين 4 کيلوگرم نيز حداقل 60 درصد بازيافت مي شود. زباله هاي منازل تنها 9 درصد از کل زباله هاي توليدي کشور را تسکيل مي دهد و از اين مقدار تنها 2 درصد مربوط به بسته بندي است. مشکل اينجاست که ما همواره به سطل هاي زباله پر از بطري هاي نوشيدني، ليوان ها و قوطي هاي، تيوب ها و کارتن ها مي نگريم و آنها را دشمن خود قلمداد مي کنيم در حالي که تمامي آشاميدني هاي گوارا در همين بسته بندي ها عرضه مي شوند و عدم وجود بسته بندي به معني عدم وجود محصول و محروم بودن ما از يک نوشيدني گواراست. بسته بندي پيش از اين که يک فرآورده لوکس باشد، يک ضرورت است و تا ميزان بسيار زيادي قابليت بازيافت دارد. حتي در صورت بازيافت نشدن نيز به راحتي قابليت فشرده شدن و اشتغال حداقل فضاي ممکن را داراست. هم اکنون در بسياري از کشورها، برنامه هاي جامع جمع آوري و تفکيک زباله ها در حال اجراست و اين امر بازيافت را بسيار تسهيل مي کند. در برخي کشورهاي توسعه يافته، با سوزاندن زباله ها، انرژي برق حرارتي توليد مي شود که در اين صورت بسياري از قطعات کوچک بسته بندي هاي قابل اشتعال را مي توان درون زباله ها رها کرد تا با سوختن موجب توليد انرژي شوند. ذکر اين نکته حاکي از ماهيت انرژي زايي بسته بندي است. |
|||














